MSMPress



تماس: مطالب تان را میتوانید به آدرس زیر ارسال دارید: msmpress@gmail.com

آن كس كه نداند كه نداند كه نداند

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

(درنگی بر سخنان سكاندار كشتی معارف)
95 درصد جملات كتاب‌های درسی به زبان فارسی، از ساختار درست دستوری پیروی نمی‌كنند و به همین لحاظ در مكاتب كشور به جای درست‌نویسی و درست‌خوانی، غلط‌نویسی و غلط‌خوانی برای شاگردان یاد داده می‌شود. این فاجعه در كتاب‌های درسی به زبان فارسی است، حالا شاید چنین فاجعه‌یی در كتاب‌های درسی زبان پشتو هم وجود داشته باشد.
آیا ضرورت نبود كه آقای وردك حداقل به این معضل معارف كشور توجه نشان می‌داد؟ ایشان از كدام تخصص و دانش سخن می‌گویند و به كدام استعداد و توانایی خود می‌نازند؟ اگر ایشان توانایی و استعدادی هم داشته باشند، تنها در یك عرصه متبارز بوده و آن‌هم تشدید بحران قومی و ملیتی در كشور كه متأسفانه هر روز ابعاد تازه‌تری به خود می‌گیرد.
می‌گویند اینجا مگر قحط‌الرجال است كه دایم از نبود افراد شایسته و متخصص، شکایت و انتقاد می‌شود؟ ولی به همان میزان، دیده می‌شود كه افغانستان با مشكل قحط‌الرجال مواجه است. در طول سال‌های حكومت آقای كرزی، همواره تعداد معدودی از افراد در پست‌های دولتی قرار داشته‌اند؛ گویا این افراد كه به نحوی هم در زد و بندهای پشت پرده با رییس‌جمهور قرار دارند، چوكی‌های بلند دولتی را از نیاكان‌شان به ارث برده باشند.

آقای كرزی در طول سال‌های حكومتداری خود به شطرنج‌بازی شبیه بوده كه در محدوده‌ی دانه‌های شطرنج عمل كرده و تنها، مهره‌هایی را برداشته و از یك خانه به خانه دیگر گذاشته است. تفاوت آقای كرزی با هر شطرنج‌باز دیگری در جهان، این می‌تواند باشد كه در تخته‌یی كه او بازی كرده، همواره تنها بوده است؛ یعنی كیش و مات او، كیش و ماتی برای خود بوده است و لاغیر.

در روزهای اخیر یكی از دانه‌های مهم آقای كرزی در یكی از تلویزیون‌های خصوصی كشور ظاهر شد و سخنانی گفت كه جا دارد به برخی دقایق آن توجه شود. این شخصیت مهم سیاسی كشور كه تا حالا چندین سمت دولتی را همزمان پیش برده، در حال حاضر سكان كشتی شكسته و دربه‌در شده‌ی معارف كشور را به دست دارد.

ایشان در رابطه به موضع‌گیری طالبان در برابر روند آموزش و پرورش كشور، از عملكرد این گروه دفاع كرد و گفت كه این طالبان نیستند كه مكاتب را به آتش می‌كشند و سبب كشته شدن معلمان و شاگردان می‌شوند؛ بل افراد دیگری از نام طالبان استفاده می‌كنند و به چنین فعالیت‌هایی اقدام می‌ورزند. حالا معلوم نیست كه این افراد دیگر كی‌ها اند كه مسلح‌اند و می‌توانند مكاتب را به آتش بكشند و انسان‌های شریف و بی‌گناه را بكشند؟

البته شنیدن این سخنان، غیرمترقبه هم نبود؛ چون ایشان در گذشته نیز چنین موضعی را رسماً اعلام كرده بودند و آقای كرزی هم در روز گشایش مكاتب در سه حمل امسال از اقدام ملا محمد عمر رهبر گروه طالبان مبنی بر به آتش نكشیدن مكاتب به وسیله‌ی طالبان حمایت كرد. اما در مورد صحت و سقم اعلامیه‌ی ملاعمر، هیچ مدرك و سندی در دست نیست، كما اینكه جناب فاروق وردك هم در گفتگوی خود نسبت به هویت سخنگویان گروه طالبان ابراز تردید كرد.

در همین حال باید اذعان كرد كه با توجه به سابقه‌‌ی طالبان، این گروه در مخالفت با آموزش و پرورش در كشور مصمم‌ترین گروه به شمار می‌رود و دیگر گروه‌ها، سابقه‌ی این‌چنینی كمتری دارند. به آتش كشیدن مكاتب ضمن اینكه یك عمل ضد انسانی است، می‌تواند رفتاری سیاسی هم حساب شود. حالا با این وصف، چگونه یك گروه رهزن و قطاع‌الطریق تلاش می‌كند كه مكاتب را بسوزاند و معلمان و شاگردان را بكشد؟!

آقای وردك ، در بخش دیگر گفتگوی خود در مورد اینكه چرا همزمان به چندین كار مهم سیاسی و دولتی اشتغال دارد ـ كه بدون شك می‌تواند تأثیرات ناگواری را بر هر یك از وظایف سپرده شده بگذارد ـ با كمال جسارت و خودباوری گفت كه وقتی دیگران در ساعات فراغت، حق دارند كه به اسپ‌سواری و تفریح بپردازند، به او هم حق بدهند كه همان وقت فراغت را «در خدمت آوردن صلح و امنیت برای كشور عزیزش» باشد.

وی این سخنان را عملاً در واكنش به شخص و یا اشخاص معینی ابراز داشت و حتا گفت: بگذار كه وقتی آنان چنین اظهاراتی دارند، پاسخ خود را هم دریافت كنند. حالا معلوم نیست كه تلاش‌های آقای وردك تا امروز در راستای آوردن صلح و امنیت برای افغانستان چقدر مفید بوده است؟ چون ارقام و واقعیت‌ها در كشور، چیز دیگری را نمایش می‌دهد و آن‌هم تشدید ناامنی‌ها و گسترش درگیری‌ها.

آقای وردك از كدام نقش مهم و اساسی خود در راستای صلح و امنیت سخن می‌گوید؟! كشور هر روز به سمت بحران و بدامنی پیش می‌رود و آقای وردك از نقش بی‌نظیر خود در آوردن صلح خبر می‌دهد. اما این سخن، یك روی دیگر سكه را هم بر ملا می‌كند و آن، تشدید ناامنی‌ها در كشور به وسیله‌ی آقای وردك و افرادی چون او می‌تواند باشد. آیا آقای وردك این سوال را از خود پرسیده كه نقش او در بحران ناامنی كشور چقدر بوده است.

از سوی دیگر، وقتی كسی می‌گوید كه من حق دارم به‌جای تفریح و گویا اسپ‌سواری، به مشاغل دیگری بپردازم، این سوال‌هم مطرح می‌شود كه: آقا! تو كجای ِ كاری و چقدر تخصص و مهارت داری كه باید به چند سمت دولتی و غیردولتی مهم، همزمان اشتغال داشته باشی؟ در همین عرصه‌ی معارف، آنقدر شاریدگی و نابسامانی وجود دارد كه ده مرد متخصص را از پا می‌اندازد، شما از كدام وقتِ فراغت سخن می‌گویید؟!

صرف به كتاب‌های چاپ شده در زمان وزارت خود برای شاگردان مكاتب توجه كنید، كافی است كه سواد و استعداد شما برملا شود. حداقل اگر به كتاب‌های فارسی درسی معارف كه در حال حاضر در مكاتب تدریس می‌شود و این كتاب‌ها هم در زمان آقای وردك چاپ شده‌اند نگاه شود، فاجعه‌ی معارفِ كشور خود را نشان می‌دهد. در یك سخن این‌كه: تمام كتاب‌های درسی معارف كه به زبان فارسی چاپ شده‌اند، دارای اغلاط انشایی بسیار فاحشی هستند.

به ضرس قاطع، اعلام می‌كنم كه 95 درصد جملات كتاب‌های درسی به زبان فارسی، از ساختار درست دستوری پیروی نمی‌كنند و به همین لحاظ در مكاتب كشور به جای درست‌نویسی و درست‌خوانی، غلط‌نویسی و غلط‌خوانی برای شاگردان یاد داده می‌شود. این فاجعه در كتاب‌های درسی به زبان فارسی است، حالا شاید چنین فاجعه‌یی در كتاب‌های درسی زبان پشتو هم وجود داشته باشد.

آیا ضرورت نبود كه آقای وردك حداقل به این معضل معارف كشور توجه نشان می‌داد؟ ایشان از كدام تخصص و دانش سخن می‌گویند و به كدام استعداد و توانایی خود می‌نازند؟ اگر ایشان توانایی و استعدادی هم داشته باشند، تنها در یك عرصه متبارز بوده و آن‌هم تشدید بحران قومی و ملیتی در كشور كه متأسفانه هر روز ابعاد تازه‌تری به خود می‌گیرد. و اما این سخن ابن یمین شاعر بزرگ زبان فارسی را هم اندرزگونه برای آقای وردك پیشكش می‌كنم:

آن کس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند آن کس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابداالدهر بماند
 
برگردان: روزنامه ی ماندگار

آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 24 فروردين 1390 ، 05:50 )  

از دیگر رسانه ها


سیاسی

تازه ترین