MSMPress



فرستادن مقاله: لطفاً مقاله های خود را، به منظور نشر در این تارنما، به نشانی پست الکترونیکی ما بفرستید: msmpress@gmail.com

محمود صیقل: کنفرانس کابل، زنگ بیداری برای دولت افغانستان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
 
گفت و گو با محمود صیقل، معاون پیشین وزارت خارجه افغانستان، در مورد دست آورد های کنفرانس کابل/

از نظر شما چه مواردی کنفرانس کابل را، با هفت کنفرانس مهم بین المللی دیگر در مورد افغانستان، متفاوت می سازد؟

از نظر من مشخصه ی اصلی که کنفرانس کابل را به دیگر کنفرانس های جهانی در مودر افغانستان، متفاوت می سازد این است که کنفرانس های گذشته از کنفرانس "بن" در دسمبر 2001 آغاز تا کنفرانس "لندن" در جنوری 2010، در آغاز و ادامه ی مأموریت جهان، برگزار شدند؛ اما کنفرانس کابل از نظر من در پایان کار جامعه ی جهانی برگزار شد. 

البته این بدان معنا نیست که مأموریت جامعه ی جهانی درا فغانستان به پایان رسیده است و آنچه که جهان و مردم افغانستان، از این مأموریت انتظار داشتند، به دست آمده است؛ بلکه اکنون باید کشورهای کمک کنندۀ افغانستان، برای ختم موفقانه ی مأموریت خود دولت افغانستان را تکانی می داد تا فعالترشود.

 از سوی دیگر، لازم بود که کشور های جهان از جمله ایالت متحدۀ امریکا، در یک اجماع جهانی و منطقه ای، پیش از آغاز خروج از افغانستان، مشکل افغانستان را به بررسی می گرفت.

یعنی جامعه ی جهانی تلاش می کند که  پیش از آغاز خروج نیروهایش از این کشور، دولت ضعیف افغانستان را، به تلاش و کوشش وا دارد، تا ثمره ی حضور  چندین ساله شان، یک دولتی باشد که توان مقابله و ایستادگی در برابر مشکلات این کشور را، داشته باشد؛ اما این که در این تلاش جامعۀ جهانی چقدر موفق می شود. بحث جدایی است.


با این حال، چقدر به عملی شدن تعهدات جامعه ی جهانی و دولت افغانستان در کنفرانس کابل، اعتماد باید کرد؟

آنچه که در این 9 سال دیده شد، دولت افغانستان قادر نشد که از خود ظرفیت لازم را برای مدیریت و اجرایی برنامه های موفق، به نمایش بگذارد. ما آغاز خوبی داشتیم، در 4 سال نخست شماری از نخبه گان و اهل فکر با شوق و علاقه به کار آغاز نمودند و نتیجه اش هم، ساختن قانون اساسی و بسا مورادی خوب بود؛ اما پس از آن متأسفانه روند آهسته آهسته به سوی ناکارگی و نادرست در حرکت شد.

دلیل این امر هم، روی کار آمدن گروهی در قدرت و اطراف رییس جمهور بودند که به اصلاحات و منافع همه مردم افغانستان، باور مند نبودند. آن ها به خاطر منافع خود، با استفاده از قدرت سبب انحراف افکار جامعۀ جهانی شدند. اینجا بود که فساد اداری در نظام افغانستان گسترش پیدا کرد و باعث ایجاد فاصله ی زیاد بین مردم و دولت و کشور های کمک کننده و افغانستان، شد.

این مسایل خود سبب شد که جامعه ی جهانی دیگر به ظرفیت دولت افغانستان اعتماد نکند و ما دیدیم که در کنفرانس های مختلف، وعده های که به دولت افغانستان سپرده شد، در نتیجه ی این ضعف داخلی نظام افغانستان، آن ها حاضر به همکاری جدی نشدند. از سوی دیگر، دولت افغانستان هم قادر نشد به وعده های که در امر کاهش فساد اداری، مبارزه با مواد مخدر و رشد دولت داری خوب، به جهان سپرده بود، عمل نماید. 

از این رو، من باور دارم که عملی شدن تعهدات جامعه ی جهانی در کنفرانس کابل، وابسته است به باز نگری و ایجاد اصلاحات در دولت افغانستان که تا هنوز، دیده نشده است. من فکر می کنم این آخرین فرصت است برای افغانستان.

اما کنفرانس کابل نشان داد که جامعه ی جهانی به توانایی های دولت افغانستان، اعتماد حاصل نموده است. توافق بر سر به مصرف رسیدن 50 درصد از کمک ها از طریق بودجۀ دولت افغانستان، و سپردن مسوولیت امنیت کشور به نیروهای داخلی تا سال 2014  همین طور حمایت از طرح مصالحه با طالبان آقای کرزی، آیا از نظر شما این مبین اعتماد جهان به دولت افغانستان، نیست؟


جامعۀ جهانی اکنون در افغانستان جاگزین دیگری به جای آقای کرزی و حکومتش ندارد، من تصور می کنم که کشور های همکار افغانستان، ناگزیر هستند که با دولت کنونی پیش بروند و این دولت را حمایت نمایند؛ اما این به این معنا نیست که هرچه دولت آقای کرزی بخواهند، کشور های کمک کننده به ویژه امریکا با آن که هر روز ملیارد ها دالر مصرف می کند و سربازانش را کشته می تلف می کند، قبول کنند. بلکه آن ها هم همان گونه که در سخنرانی وزیر خارجه ی امریکا در کنفرانس کابل، دیده شد، شرایطی دارند و باید دولت افغانستان خود را به شرایط جهان و مردمش، همسو نماید.

در مورد به مصرف رساندن 50 درصد از کمک ها از طریق بودجۀ دولت افغانستان، شرایط کشور های کمک کننده به دولت افغانستان در عوض سپردن صلاحیت مصرف 50 درصد از کمک هایشان از طریق بودجۀ دولتی، مبارزۀ جدی دولت افغانستان با فساد اداری است. همین طور، در مسئله ی مصالحه با طالبان هم، جهان پیش شرط های خود را دارد. در سخنان خانم کلنتون واضح بود که مصالحه با طالبانی می شود که از القاعده فاصله بگیرند و دست از خشونت بکشند، همین طور قانون اساسی و دست آورد های 9 سالۀ افغانستان، در زمینۀ حقوق بشر، حقوق زن و آزادی بیان را، باید بپذیرند.

 از این رو، در این مورد هم به آقای کرزی صلاحیت تام داده نشده است که بدون در نظر گرفتن این مسایل، با طالبان مصالحه نماید. از سویی، تا هنوز هیچ طالبی حاضر به دست کشیدن از خشونت و همین طور، پذیرفتن قانون اساسی و دست آورد های مدنی کشور، نشده است.


شما زمانی معاون وزارت خارجه در دولت آقای کرزی بودید و در راه اندازی برخی از کنفرانس های بین المللی، از جمله کنفرانس لندن و پاریس، همچنان تدوین استراتژی توسعه ی ملی کار کردید. امروز شماری زیادی از آگاهان به این نظر هستند که  کنفرانس هایجهانی گذشته هم، تأثیری قابل ملاحظه ی در حل مشکل افغانستان نداشت. از نظر شما چه عامل سبب شد که نشدن تعهدات ملی و بین المللی در کنفرانس های گذشته، عملی نشوند؟


کنفرانس "بن" زمانی برگزار شد که افغانستان به همکاری جهان به ویژه امریکا، از تسخیر طالبان و تروریزم، برون شده بود و جهان پس از یک فراموشی طولانی نسبت به افغانستان، برای جنگ با تروریزم و باز گردادند ثبات به افغانستان، به یک تصمیم جدی، دست یافتند. این بود که در بن، برای ساختن یک نظام در افغانستان، برگزاری لوی جرگۀ تصویب قانون اساسی (شورای تصویب قانون اساسی) برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، ایجاد قوای سه گانه و همین طور ساختن زیر ساخت های نظام مانند ارتش و پولیس و اداره های مورد نیاز، توافق نامه ی میان کشور های جهان امضا شد و همه برای عملی شدن این کار تعهد سپردند.

این توافق نامه در کنفرانس های بعدی، مانند کنفرانس "توکیو" و "برلین" پی گیری شد و کشور ها هم پولهای را برای بازسازی افغانستان، وعده سپردند؛ اما تا کنفرانس لندن که در 2006 برگزار شده بود، مصرف  کمک های جهانی به افغانستان بجز20 در صد آن که  از طریق بودجۀ دولت به مصرف می رسید، دیگر بدون  یک چارچوب و برنامه ی مشخص، از سوی کمک کننده ها به مصرف می رسید. 

این بود که طرح استراتیژی توسعه ی ملی، در کنفرانس لندن در 2006 از سوی دولت افغانستان در آن زمان که من عضو آن بودم، پیش نهاد شد و برای ساختن زیر بناهای کشور، برنامه ی مدونی در دستور کار کشور های کمک کننده قرار گرفت. همان بود که تا کنفرانس کابل، برای عملی شدن وعده های جهانی در قبال افغانستان و عملی شدن طرح استراتیژی توسعه ی افغانستان، در هر کنفرانس، تأکید صورت می گیرد.

چرا کشور های کمک کننده به طرح استراتیژی توسعه ی ملی شما اعتما نکردند و صلاحیت مصرف بیش از 20 درصد پول هارا، به دولت افغانستان نسپردند؟ دلیل آن کارا نبودن طرح استراتیژی توسعه ی ملی بود یا، عوامل دیگر؟

من فکر می کنم که دو عامل اصلی درا ین امر دخیل بود، یک عدم صداقت کاری در نظام افغانستان که بعدها انتقاد های شدیدی جهانی را در پی داشت و امروز هم همان مسئله سبب شده است که جهان اگر تعهد می سپارد که صلاحیت مصرف 50 در صد از کمک ها را به افغانستان، بدهد در عوض شرط هایی را داشته باشد تا این کمک ها در راستای درست به مصرف برسند. دوم، عدم شناخت جهان از وضعیت افغانستان که این مسئله سبب شد، عده ی که قدرت را در انحصار داشتند، از کم آگاهی نهاد های کمک کننده سود برده و در راستای حفظ منافع شخصی و گروهی خود، ذهنیت جهان را در امر کمک به افغانستان منحرف بسازد.

اما خوش بختانه امروز فکر می کنم که آگاهی جهان از وضعیت افغانستان در حال افزایش است و امید می رود که این کشور ها برای ختم موفقانه ی مأموریت خود در افغانستان، در مدت باقی مانده در سدد نظام سازی باشند تا توجه حساب بالای افراد. 

با این حال، از نظر شما عمده ترین دست آورد کنفرانس کابل، چه بود؟

 خوش بختانه این کنفرانس، با حضور حدود 40 وزیر خارجه و مسوولین نهاد های مهم جهانی، در داخل افغانستان بدون کدام واقعۀ مهم نا امنی برگزار شد. این خود نشان داد که باز هم جهان متوجه افغانستان است و هنوز در معادلات جهانی، افغانستان نقطۀ عطفی به شمار می رود؛ ولی این مسئله را هم باید در نظر داشت که این فرصت تقریبا آخری برای دولت و مردم افغانستان بود، پس باید دولت افغانستان از خواب بیدار شده باشد و از این فرصت به خوبی برای آوردن اصلاحات و جلب اعتماد مردم و جهان استفاده نماید.

باید دولت افغانستان، در امر مبارزه با فساد جدی عمل نماید و روند دموکراتیزه ساختن افغانستان را، تقویت بخشد.
 
 
برگرفته: www.afghanistanvotes.com 


 

افغاانستان و جهان


مطالب پر خواننده

سایر نوشته ها