MSMPress



فرستادن مقاله: لطفاً مقاله های خود را، به منظور نشر در این تارنما، به نشانی پست الکترونیکی ما بفرستید: msmpress@gmail.com

نگرش به حقوق برابر زن و مرد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
 
جایگاه حقوقی زن در هر جامعه واندیشه ودرهرعصرو زمان در سایه فکرحاکم اجتماعی، دین وجامعه مختلف به گونه هاو شیوه های متفاوت تفسیر وتعبیرشده است.موقف حقوقی زن ازعقاید وبرداشت از دین ،مذهب ،سنتهای اجتماعی وسلیقه های شخصی نشأت گرفته است.

اما باورهای ناسالم که از وجود زن وجود دارد باعث شده است که سنجش های حقوقی موجود متناسب با جایگاه انسانی زن نباشد.
این مسئله معلول سنجش های فزیکی وغیرعقلانی  از ماهیت جسمی  زن است که معیار علمی ومنطقی در آن دخیل نمیباشد، اگرما جسم انسان را مدنظر بگیریم از اجزای مختلف تشکیل یافته است که هر عضوی ازبدن انسان دارای ارزش خاصی خودمیباشد، دراز بودن پای انسان نسبت به دست آن مبین کم ارزش بودن دست انسان نیست واین مسئله در روند تکامل طبعیت ودر نقش انسان ها وتمامی موجودات زنده نیز صدق میکند که هرکدام آنها دارای ارزش معیین ومشخص خود میباشند. بنابرین جایگاه طبیعی وانسانی زن بمعنای جسم دوم ،کم ارزش وناقص بوده  نمی تواند،بلکه ارزش و توانایی های مساویانه با مردان میتواند داشته باشد.

 باورهای کنونی در مورد زن بیشتر از سنت های قبیلوی وسلیقه های شخصی منشاء گرفته است.درگذشته اختلاف موقف حقوقی  پادشاه،امیر،ملک وخان را ازبرده وغلام یک امرطبیعی تلقی میکردند. درحالیکه این قرار داد تحمیلی بین انسان ها وزاییده نظام طبقاتی بوده است. 

امروزه نیز معاونیت های مادی انسانها باعث تقسیم کاری شده است وموقف های متفاوت دربین انسانها ایجاد کرده است،تمامی این تقسیمات بر مبنای تضاد طبقاتی صورت میگرد وجایگاه طبیعی ومطابق برمعیاراستعداد انسان نمی باشدواین یک توافق وقرارداد اجتماعی درامورتقسیم کاری بین انسانهاست.

 بدین اساس نگرش ها وباورهای زن ستیزانه موجود درباره حقوق زن، که زن را جسم ناتوانا،موجودناقص ودوم تلقی میکند یک امر غیرطبیعی وغیرعقلایی یست وازروند قرارداد،رسوم وعرفهای اجتماعی پدید آمده است که قابلیت تغییر را دارد.

باورداشتن درتساوی حقوق انسانی زن ومرد باعث مرزبندی های  میان دسته  های سیاسی - ایدلوژیک میشود این مسئله به اندازه تاثیرگزار در روند عقاید وباور ها می باشد،که نگرشهای واقع بینانه برمبنای علم ومنطق را دریک سوی، طرف مخالف را درجهت بنیادگرای،منطق سیتزی وزن ستیزنی متصف میسازد.

اعتقادوباورهادرمورد تساوی حقوقی انسانهاومخصوصاًزنان معیار و سنجش اعتدالگرای وبنیادگرای ،سنت ومدرنیته ،روشفنکری وعقبگرای را مشخص می نماید.

بنیادگرای ،سنتگرای وعقبگرای که مبتنی بر باورهای کهنه وغیرعلمی جایگاه حقوقی زن رامعرفی میکند و زن را فاقد درایت ،استعداد ،شایستگی  ودوراندیشی در امور سیاسی و اجتماعی تصور دارند زنان را باردوش ،ناالعقل ،جنس دوم،پیروشیطان و..... دانسته وآنان را به نامهای غیر از نامهای خودشان خطاب میکنند.

الفاظی همچون عاجزه،سیاه سر ومادراولادها از نمونه های این نوع نامها مروج شده است.  
                                                                                                   
ارزش قایل شدن به حقوق زن ازچند لحاظ  برای جامعه ما قابل اهمیت است.                                                  
1- نقش مساویانه زنان در امور سیاسی و اقتصادی باعث تقویت وپویایی روند دموکراسی، آسایش وثبات جامعه ما می شود: نقش مساویانه زنان در امورسیاسی ،اقتصادی وسایر عرصه های مهم اجتماعی مطابق اصول دموکراسی است. مشارکت همگانی  درانتخابات ودر فرآیند سیاسی ازمهترین شاخصه های دموکراسی است.

در جوامع بشری امروزی باداشتن  تشکیلات منظم وانسجام یافته سازمان های سیاسی باعث رشد زمینه افکارعمومی اعم زن ومرد شده است وتجربه از روند عقلایی شدن جامعه نشان میدهد، که زنان توانایی مدیریت ورهبری را داراست نمونه های زیاد درفرآیند سیاست جهانی مبین این اصل است.

بانو بوتو  رهبرفقید حزب مردم در پاکستان ،خالده ضیا وشیخ حسینه دربنگلادیش، میگاوا تی سوکارنوپوتری دراندونیزیا، شیرین عبادی درایران، ملالی، ناهید..... و سایرقهرمانان درتاریخ افغانستان، نخست وزیر فعلی آلمان، وزیرخارجه امریکا، رئیس جمهور فلپین وازسایر زنان مبارز جهان میتوان نام گرفت که هم در تاریخ و هم درزمان کنونی نقش شجاعانه درمبارزه وسیاست داشته اند. 

تجربه نشان میدهد که زنان هیچ کمبودی ونا توانای در رهبری ومدیریت ندارد ومثل مردان درایت اداره را  دارا هستند.تکامل ، توسعه ،پیشرفت وترقی اقتصادی یک جامعه با سهیم شدن تمامی انسان ها آن جامعه در فرآیند اقتصاد وسیاست میسرمی گردد.

حضورزنان در امور اقتصادی نه تنها باعث تقویت اقتصاد یک خانواده میشود؛ بلکه  ارزش معنوی زن را در روابط همسری نیز بلند میبرد وباعث تحکیم نظم خانواده و اجتماع میشود.پویایی وتکامل حوزه اقتصاد وسیاست با حضور جمعی انسانها یک جامعه شکل میگیرد و حکومت مردم سالار معنا وتعریف میشود.

2- مشارکت سیاسی ،اقتصادی واجتماعی زنان مخالف نفس نظام اسلام نیست: ازآنجایکه تاریخ اسلام از توانایی های زنان حکایت میکند آغاز رو آوردن دراسلام توأم باحضور زن بوده است . اولین کسیکه مسلمان شد زن بود.اولین کیسکه در زیر تازیانه کفارمکه  جان باخت زن بود .درصدر اسلام از حضور زنان نمونه های زیاد است، حضرات خدیجه، عایشه، زهراه، زینب و....  که ازمبارزه سیاسی واقتصادی گرفته تاکتابت رادرعرصه ابلاغ اسلام اختیارنموده اند،جایگاه عظیمی درتاریخ اسلام دارند. 

قرآن نیز مکررآ از زنان بلند قامت وبلندمرتبه نظیر مریم وبلقیس یادآوری کرده وعملکرد شان را ستایش کرده است.

ازآنجهت که اسلام دین اعتدال است با هرنوع قشری نگری ،تعصب ورزی و تقسیم بندی برمبنای قومیت ، جنسیت ولسان مخالف است،اساس احترام دراسلام باتمامی انسانها با ... و لقدکرمنا بنی آدم........ آغاز می یابد که تقسیم بندی وحق تلفی ها مردود می باشد.

 3- تامین تساوی حقوق زنان تسریع بخشیدن عدالت اجتماعی است،ازطرف دیگر سرعت بخشیدن پروسه عدالت اجتماعی ونهادینه شدن حقوق شهروندی نیازی بر تامین حقوق همگانی اعم از زن ومرد را میطلبد.هر مکتب سیاسی وعقیدتی مبتنی برشعار عدالت اجتماعی بوجودمی آید.

عدالت اجتماعی ثبات،دوام وقوام هر مکتب ، مذهب ،ایدئولوژی وتمامی جریانات سیاسی را تضمین می نماید.

 4- تعصب وبدبینی  همان قدرکه در ارتباط تباری ،لسانی ومذهبی  باعث کندی روند پروسه ملت سازی وایجاد دولت دموکراتیک میشود.تعصب علیه زنان بعنوان نصف از جمعیت انسان نیز منجربه عقب گرای ،قشری نگری و بنیاد گرای میشودو درنتجه مفهوم ملت را زیر سوال می برد. امروز در حکومت های دموکراتیک مشکلات تبار، لسان، مذهب و جنس کمترمیتواند بعنوان معضله قلمداد شود این نوع مشکلات از ایجاد ملتها مدرن حل شده است.

 پروسه ملت سازی که نیاز برمرفوع ساختن تعصبات کوردر همه عرصه دارد، بدون حضور زنان که نصف از جمعیت  یک سرزمین را تشکیل میدهد،میسرشده نمیتواند.

ملت یک کشورکه متشکل ازتمامی اتباع یک سرزمین می باشد با وجود وحضور زن ومرد تعریف میشود.

 پس هویت یک جامعه ازلحاظ  بقاء وحیات  انسانی همراه باموجودیت زن ومرد معنای میابد.هرگاه برخورد عقده مندانه ومنطق ستیزانه در مورد حضور سیاسی واجتماعی زن صورت میگیرد،این امر منجر به ناکامی  ساختاریک دولت - ملت  میشود، که مفهوم ملت از لحاظ حقوقی زیر سوال می رود و ازطرف دیگر مخالف بقای حیات انسان می باشد.

 5- باور داشتن به تساوی حقوق زن باعث تقویت فرهنگ ملی  میشود و جلوی گیری ازتاختن های تحقیرو توهین آمیز غربیان علیه  فرهنگ ما نیز خواهد بود:

از آنجایی که کشور های قدرت مند واستعمار گربخاطر وارونه نشان دادن فرهنگ کشور های جهان سوم ومنجمله کشورهای اسلامی از هیچ وسیله دریغ نمیکنند.مسئله حقوقی زنان وسایرموارد دیگر خوبترین تربیون برای  پوچ ومیان تهی نشان دادن فرهنگ این کشور ها شده است. امپریالیزم حقوق بشر،حقوق زن و نظام حکومت دموکراسی را شعاری برای اغفال کردن ملت های دنیا برگزیده است.

از این طریق استعمارنورا میخواهند توجیه کنند، تسریع وتطابق این پروسه از طریق قشری نگری،تنگ نظری و بنیادگرای است که صورت موجه برای خود میگرد. 

انسانهای ناخوداگاه با رشد انسان اندیشی،عقلا یی سازی جامعه اسلامی مخالفت می ورزند وهمیشه سد برزگی برای ترقی وتعالی جامعه واقع میشوند واین مسئله منتج به حضور واستحکام استعمار گردیده است،ارتجاع امروزی ابزار خوبی در دست استعمار شده است  که از درکوبیدن تعقل وتفکر استفاده میبرد.

برای بیرون رفت ازاین همه معضلات احترام وقایل شدن حقوق به زنان وتمامی انسانها یک مسئله حیاتی ونجات بخش ازاستعمارامپریالیزم خواهد بود.

  
                          

 

افغاانستان و جهان


مطالب پر خواننده

سایر نوشته ها