MSMPress



فرستادن مقاله: لطفاً مقاله های خود را، به منظور نشر در این تارنما، به نشانی پست الکترونیکی ما بفرستید: msmpress@gmail.com

درسهای شوروی از افغانستان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


روزنامه ی نیویارک تایمز در سرمقاله ی روز 4 فبروری خود به بررسی مسائل افغانستان و درسهایی که باید از شوروی سابق در این رابطه آموخت، پرداخته است که به قلم آخرین رهبر شوروی سابق، میخائیل گورباچف نوشته شده است: 
افغانستان در آشوب و بحران به سر می برد و تنشها هر روز افزایش یافته و هر روز مردم زندگی شان را از دست می دهند. بسیاری از آنها به شمول زنان و اطفال و بزرگسالان با تروریستان و شبه نظامیان، هیچ وجوه مشترک و ارتباطی ندارند. 

دولت در حال از دست دادن کنترول بر سرزمین اش است: از میان 34 ولایت، طالبان تقریباً بر 12 ولایت کنترول دارند. تولید و تجارت مواد مخدر رشد کرده است. یک خطر واقعی بی ثبات سازی در حال توسعه به کشورهای همسایه به شمول جمهوری های آسیای میانه و همچنین پاکستان است.

آنچه که بعد از 11 سپتمبر سال 2001، به حیث یک واکنش و پاسخ نظامی برای ریشه کن کردن تروریزم بیان شده بود، اکنون به شکست و ناکامی استراتژیک خود رسیده است. 

لازم است تا ما بفهمیم چرا این امر واقع شده و هنوز چه اقداماتی را می توان انجام داد تا ورق برگردد در شرایطی که اوضاع به بدترین و وخیم ترین حالت خود رسیده است. کنفرانس اخیر لندن، که نمایندگان بسیاری از کشورها و سازمان های بین المللی در آن شرکت داشتند، یک گام اولیه در این راستاست. 

بعد از آمادگی های لازم، نمایندگان حاضر در جلسه ی لندن، تصامیمی را اتخاذ کردند که بتواند اوضاع را دگرگون سازد – اما تنها در صورتیکه تجارب سه دهه گذشته باز ارزیابی شده و از درسهای گذشته آموخته شود. 

در سال 1979، رهبری وقت شوروی به افغانستان، نظامیان خویش را گسیل داشت و این اعزام نیروهای خود را چنین توجیه می کرد که تمایل دارد تا عناصر دوست خویش را کمک کرده و همچنین نیاز است تا کشور همسایه را با ثبات سازند. بزرگترین اشتباه آنها عدم فهم پیچیدگی افغانستان بود – گروه های متعدد قومی، طایفه ها و قبایل، سنت ها و عنعنات منحصر به فردش و حکومتداری کمترین اش. 

نتیجه این اشغال، خلاف آنچیز بود که ما قصد داشتیم: حتا بی ثباتی بیشتر شد، جنگی که هزاران قربانی و عواقب خطرناکی برای کشور خودمان داشته است. و در رأس همه ی اینها، غرب، به ویژه ایالات متحده آتش جنگ سرد را شعله ورتر می کرد و حاضر بود هر شخصی را که ضد شوروی بود، حمایت کند و هیچ فکری بر عواقب درازمدت آن نداشت. 

به حیث بخشی از پرسترویکا (تغییر ساختار سیاسی اجتماعی شوروی سابق) در اواسط دهه ی 80 میلادی، رهبری جدید شوروی از مشکلات ما در افغانستان نتیجه گیری می کند. ما دو تصمیم بسیار مهم و حیاتی گرفته ایم: اول ما هدفی رابرای خروج نظامیان خویش تعیین کردیم. دوم، ما قصد داریم تا با تمام احزاب و جوانبی که در بحران هستند، همکاری کرده و  با دولتهایی که در این امر شرکت دارند، تا به آشتی ملی در افغانستان دست پیدا کنیم و این کشور را با صلح و ثبات بسازیم که هیچ کس را تهدید نکند. 

گورباچف در ادامه می نویسد: با نگاه به گذشته، من هنوز باور دارم که هنوز دو گزینه ی و دو روش وجود دارد. من مطمئن هستم که اگر ما موفق شویم، از بسیاری از مشکلات و بدبختی ها می توان اجتناب کرد. پالیسی جدید مافقط یک قطعنامه نبود، در زمان مسوولیت بنده، ما سخت کار کردیم و ایمان به تطبیق آن داریم. 

برای موفقیت ما نیاز به همکاری مسوولانه و شدید همه جوانب داریم. دولت افغانستان حاضر شده تا مصالحه کند و بیش از نیمی از راه را پیموده تا به مصالحه دست یابد. در بسیاری از مناطق، کارها شروع شده و رو به بهبود است. 

در زمانی که شوروی در افغانستان حضور داشت، اما پاکستان، به ویژه افسران بلندرتبه ی آنها و ایالات متحده تمام راه ها به سوی پیشرفت را بسته اند. آنها یک چیز می خواستند: خروج نظامیان شوروی، و حتا دولت رئیس جمهور نجیب الله را کوچکترین حمایتی نکردند. 

در دهه ی نود میلادی، جهان به افغانستان به گونه یی دیگر نظر داشت. در این دهه، دولت به دست طالبان سقوط کرد و آنها افغانستان را تبدیل به پناهگاه امن بنیادگراهای اسلامی و محل تروریسم قرار داند. 

11 سپتمبر بود که خواب رهبران غربی را آشفته ساخت. بعد از آن تصمیمی اتخاذ کرد که به درستی بر سر آن تعمق نکرده بود و بنابراین با نواقص و کمبودی های زیادی همراه شد. 

به نوشته روزنامه حالا هم بحران افغانستان را نمی توان از طریق نظامی حل کرد و باید ستراتیژی افغانستان بیشتر غیر نظامی باشد. گورباچف می گوید چندین بار از من تقاضا شده تا به رئیس جمهور اوباما کا این آشفتگی در افغانستان را از خلف خود به ارث برده است، توصیه هایی داشته باشم و چواب من این بوده است: راه حل سیاسی و خروج نظامیان. این امر نیازمند استراتژی آشتی ملی است.

این روزنامه در ادامه می افزاید که فرستاده ی ملل متحد به افغانستان در مصاحبه ی اخیر خودگفت که آنچه در افغانستان لازم است: غیر نظامی شدن کامل استراتژی در افغانستان است. به گفته ی روزنامه جای شرم و خجالت است که این امر مدت ها پیش باید انجام می شد. 

چانس موفقیت غیر از موفقیت با پیروزی نظامی، 50-50 است. به نوشته ی روزنامه با برخی از عناصر معین طالبان تماسهایی وجود داشته ولی هنوز کارهای زیادی است که باید انجام شود و ایران را نیز باید در پروسه دخیل ساخت و کارهای دشواری باقیمانده تا همراه پاکستانی ها هم انجام شود. 

روسیه می توان یک بخش مهم پروسه ی حل بحران افغانستان باشد. غرب باید از موقف رهبران روسیه در مورد  افغانستان قدردانی کند. ما از دور نظاره گر اوضاع هستیم و اماده هستیم با غرب همکاری کنیم زیرا می فهمیم که منافع ما همگی است تا بر ضد تهدید برخاسته از افغانستان مبارزه کنیم. 

روسیه حق دارد از مقام های غربی سوال کند که چرا هنوز مسیر تولید خشخاش در افغانستان مسدود نشده است؟ روسیه حق دارد به دنبال فرصت های سرمایه گذاری اقتصادی در افغانستان باشد. روسیه همسایه هم مرز افغانستان است و منافعش در این کشور باید لحاظ شود.

امیدوارم رنج و درد میلیون ها افغان پایانی داشته باشد. فرصت هنوز موجود است، اما لازم است تا از فرصت ها استفاده شود: ما باید واقع بین، صبور، و در اخر اما نه از لحاظ اهمیت، همه باید صادقانه از اشتباهات گذشته درس بگیریم و توانایی عملکرد جدید بر اساس این آموخته ها داشته باشیم. 


منبع: نیویارک تایمز 


 

افغاانستان و جهان


مطالب پر خواننده

سایر نوشته ها